تو خدایی اگر به خود آیی ...
به نام او که آغاز عاشقانه زندگیست ... عشق در رهش در شوق بندگیست
چرا وقتی می خوانم جواب نمیدهی؟؟؟ چرا؟؟؟ چرا مرا با تنهایی هایم نادیده میگیری؟؟؟ چرا؟؟؟ اینهمه اندوه و من ... در دلم دیگر نمی گنجد!!! خسسسسسسسسسسسسسته ام!
چرا وقتی هستم نیستی؟
نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت
4:13 بعد از ظهر توسط م _ حسني | |


