به نام او که آغاز عاشقانه زندگیست ... عشق در رهش در شوق بندگیست
جز چون همیشه به خیالهای تو... این روزها مثل روزهای اولم... روزهای اول... روزهای اول نبودنت... نمی دانم چرا؟؟؟؟ تو میدانی؟؟؟؟ دل من!!! بغضتو بشکن گریه کن با من دل من!!! روزای خوبت همشون رفتن دل من!!! اونی که قلبش یکی بود با من دستای من دیگه به اون نمی رسن *** نامزدی برادرم حسن و زهرا را از همین جا بهشون تبریک می گم امیدوارم سالهای سال با هم به خوبی و خوشی زیر یک سقف زندگی کنند... در ضمن حدود بیست روز دیگه امتحانات ترم شروع میشه !!! شاید به این زودی ها نتونم بیام تا بعد یا حق درد هجران کم بود که سوز زخم زبان... *** درگیر یک امر خیریم و حسابی سرمان شلوغ فعلا دو هفته ای هست که درس و کار و زندگی ...تعطیل است... به امید روزهای خوب و خوش برای تمامی شما عزیزان ...
حال دلم را این روزها به هیچ کسی نمی توانم بگویم
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت
1:34 بعد از ظهر توسط م _ حسني | |
لعنت به عشق که همه هستی ام را سوزاند و به خاکسترم هم رحم نکرد...
نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت
4:19 بعد از ظهر توسط م _ حسني | |


