به نام او که آغاز عاشقانه زندگیست ... عشق در رهش در شوق بندگیست
شمع با پروانه الفت می گرفت کاش می شد در پس احساسها خنده ها از اشک سبقت می گرفت کاش می شد اشک را تهدید کرد فرصت لبخند را تمدید کرد کاش می شد در غروب لحظه ها خاطرات عشق را تجدید کرد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ لحظه های یادت چه دلشاد می کند از بندهای غم یک یک ازادم می کند شادی پر می کشد هرسوی من شور لبخند هایت هر لحظه یادم میکند چو شرمگین و حجب الود در تب این عشق سوختم درد های عاشقی را یک به یک آموختم چه می گردد نفس هایم یک به یک خاموش گردد چه زیبا لحظه ای که تن در این راه فراموش گردد غزل به غزلواره می خندد اشک به فواره می خندد تو لبخند می زنی و می خندی لبم به خنده هم می خندد قصه تلخ و غصه حضور لحظات خلسه و جواز عبور در مرز کفرو ایمان چه سود در خیال تشهد و اب وضو دگر از ناز نگاهم خبری نیست و زنوش لبانم اثری نیست جز غبار غم و زخم دل در دلم هیچ رهگذری نیست ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ می خواهم دل از این واژه های گنگ بر کنم و حرفهای ناگفتنی دلم را فریاد بزنم افسوس... آنقدر دوری که فریادم را هم نخواهی شنید اما ... خوب است ... که اکنون ... شکستن سد دستهایم را در طوفان اشکهایم نمی بینی خوب است من سالهاست به درد کرده ام عادت تو پایبند درد مشو تو تنها بخند آتش بگیر !!! تا بدانی چه می کشم ... -------------------------------------------- نفسم می دود تا در هوای تو ... نفسی تازه کند من جاده شده ام و تو فاصله ... هر چه می روم باز تو را پر نتوانم کرد در هر جایی دورتر از من هنوز تویی... فاصله ... خط نگاه ساحل خیس صخره دلتنگی ساکت و پر درد سیلی موج اشک بر تن سرد گونه هایم جاری می شود هر روز بی انکه متولد شوم می میرم از ماندن در این دنیا دگر سیرم شوق دیدن عشق بی ریای تو بسته پایم و کرده در این دنیا اسیرم دل در قفس تنم دگر آرام ندارد روح سرگشته و باز حیران است برای من خسته دل ازرده کل جهان همچو یک زندان است زیبایی ها دیدن ندارند خنده ها شنیدن ندارند در دنیای پر رنج امروزه دلها خیال رسیدن ندارند پنجره خیالم همیشه رو به تو باز است آه سردم چو نتی از یک ساز است دمی درنگ کن در خیال من بمان بی یادت این شبها بس دراز است ---------------------------------------- سلام دوستان گرامی کسانی که شماره مرا داشته اند باید بگم که ما به رسم اجاره نشینی از ان منزل رفته ایم هر کس شماره جدید را می خواهد لطف کند به منزل جدید زنگ بزند شمارشو بدم بهش اینقدر غمگین مباش حالا بخند الهی دلی ده که جای تو باشد زبانی که در وی ثنای تو باشد الهی عطا کن به این بنده چشمی که بینایی اش از ضیای تو باشد الهی عطا کن به من گوش و عقلی که آن گوش پر از صدای تو باشد الهی چنین کن که این عبد مسکین برای تو خواهد برای تو باشد دعا ها قبل از پائین امدن دستها اجابت می شوند انگاه که عشق در هاله ای از صداقت چون الماسی می درخشد و مرگ معنی عاطفه را می فهمد. نفس عمیق بکش ... بگذار ریشه های ذهنت جان بگیرند و به برگهای احسات طراوت بخشند تا سبزینه های امید توسعه یابند و شکوفه های خود باوری شکوفا شوند تا گلبرگ های توکل رنگ بگیرند و عشق زنده شود نفس عمیق بکش... جز اینکه این ایام سراسر نور ماه مبارک رجب شعبان رمضان که در پیش هست را تبریک بگم و امیدوارم هممون بتونیم بهترین استفاده را بکنیم در ضمن چون به احتمال زیاد دیگه دسترسی به اینترنت برام مشکل می شه ... شاید از این به بعد دیر دیر پست بزارم ... بعد ... از همه دوستان التماس دعا دارم دعا کنید بتونم حداقل از این فرصت های طلایی حداکثر استفاده را بکنم فقط یه چند بیتی از شعرهام یادم میاد براتون میذارم از خیال روی تو دلم خالیست نمی دانی این روزها چه حالیست این چند روز پر از غم و غصه و درد برای دل تنگم چو چند سالیست امروز نیمی از من فرو ریخت روح به فریادی زتن بگریخت من ماندم و قالب جسمی تهی دانی که غم تو بر جانم ریخت ؟ دل شکسته مرا هیچ مرهمی دوا نمی کند و این قلب خسته را عشق صدا نمی کند امدی ! چه ساده ! تا از تو بگذرم نمی دانم چرا ؟ دل تو را رها نمی کند شب ... زیر رگ برگهای افتابگردان و چراغانی شب پره ها انتظار موج می زند و هیاهوی امدنت ... به ذهن اشفته ام سامان می دهد باز چون نسیمی ملایم ... لابه لای افکار مشوشم می وزی به امید درودی دیگر بدرود ![]()
![]()
![]()
![]()
کاش می شد که قلب وسعت می گرفت
نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت
11:5 قبل از ظهر توسط م _ حسني | |
سوختن به تماشا نمی شود
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت
10:24 قبل از ظهر توسط م _ حسني | |
نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت
10:17 قبل از ظهر توسط م _ حسني | |
سلام اومدم پست جدید بزارم اما چون کافی نت هستم مطلب خاصی هم به ذهنم نمی یاد مجبورم هیچی ننویسم
نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت
11:38 قبل از ظهر توسط م _ حسني | |


